الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

370

إحياء علوم الدين ( فارسى )

شطر دوم از كتاب در زهد ( 1 ) و در او بيان حقيقت زهد است ، و بيان فضيلت زهد ، و بيان درجات زهد و اقسام آن ، و بيان تفصيل زهد در طعام و لباس و مسكن و ضرورت معيشت ، و بيان علامت زهد بيان حقيقت زهد ( 2 ) بدان كه زهد در دنيا مقامى شريف است از مقامات سالكان . و اين مقام از علم و حال منتظم شود ، چون ديگر مقامات ، زيرا كه مرجع همهء أبواب ايمان ، چنان كه سلف گفته‌اند ، به عقل و قول و عمل است . و قول به سبب ظهور آن به جاى حال ايستانيده شده است ، چه حال باطن بدان ظاهر شود ، و الا قول براى عين او مراد نيست . و اگر از حال صادر نشود آن را اسلام گويند و ايمان نخوانند . و علم سبب حال است و به منزلت مثمر است ، و عمل حال را به مثابت ثمره است . پس حال را با هر دو طرف او از علم و عمل ياد كنيم : اما حال بدان آن را مىخواهيم كه زهد خوانند ، و آن عبارت است از بازگشتن رغبت از چيزى سوى چيزى كه به از آن باشد . و هر كه از چيزى سوى غير آن عدول كند ، به معاوضه يا بيع يا غير آن ، [ 279 ] پس عدول آن شخص از آن چيز از براى اعراض كردن اوست از او . و سوى غير آن بدان عدول كند كه در آن رغبت نموده باشد . پس حال او به اضافت آن چه از آن عدول كند زهد گويند ، و به اضافت آن چه سوى آن عدول كند رغبت و دوستى خوانند . پس اكنون حال زهد مرغوب عنه اقتضا كند و مرغوب فيه كه به از مرغوب عنه باشد . و شرط مرغوب